آنوقت که اشک میریختم، فقط میخواستم کسی مرا در آغوش بکش
آنوقت که اشک میریختم، فقط میخواستم کسی مرا در آغوش بکشد؛
اما همه در خواب بودند.
من در آن سیاهچالهٔ تاریک، به تنهایی اشک ریختم
و هیچکس نفهمید چه چیزهایی را از سر گذراندم💔🙂
خوشحالم که حداقل پایان خوبی داشت اون بخاطر باباش هیولاشد اما درست از لحظه ای که تصویر بچگی های خودش رو درون بچه اش دید پیشیمون شد ....🥲
مهم نیست که کار اشتباهی کردید مهم اینکه وقتی فهمیدید چقدر اشتباه اول از شخصی که اینکار رو در حقش کردید و بعد خودتون عذرخواهی کنید و سعی کنید جبرانش کنید
#تاج_بی_نقص
اما همه در خواب بودند.
من در آن سیاهچالهٔ تاریک، به تنهایی اشک ریختم
و هیچکس نفهمید چه چیزهایی را از سر گذراندم💔🙂
خوشحالم که حداقل پایان خوبی داشت اون بخاطر باباش هیولاشد اما درست از لحظه ای که تصویر بچگی های خودش رو درون بچه اش دید پیشیمون شد ....🥲
مهم نیست که کار اشتباهی کردید مهم اینکه وقتی فهمیدید چقدر اشتباه اول از شخصی که اینکار رو در حقش کردید و بعد خودتون عذرخواهی کنید و سعی کنید جبرانش کنید
#تاج_بی_نقص
- ۲۲۴
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط