{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ 🌱🍂🌱🕊🌱🌸

‍ ‍ 🌱🍂🌱🕊🌱🌸
🍂🌿🍃🌿🍂
🌱🍃🌼
🕊🌿
🌱🍂
🌸
برای تو مینویسم
که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس
عزیز دور
عزیز دست نیافته
عزیز بوسیدنی
عزیز قلبم
برای تو مینویسم
که خواستم تورا در آغوش بکشم
ولی دستانم کوتاه بود
برای تو مینویسم
که بوسیدنت آرزو بود
برای تو مینویسم که یک جهانی
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم
باشد که بدانی و بدانند
که تورا دوست می داشتم
بسیار
بسیار...
—-┅°•●🌸●•°┅─
دیدگاه ها (۰)

یک شبی مجنون به خلوت گاه رازگفت ای پروردگار بی نیازنام من قی...

❤️ℒℴνℯ❤️به آدمها اندازه لیاقتشون بها بدین . . .Iove ࿐ᭂ⸙❤...

🌹 سلام آقای لطف و کرامت !میدانی این روزها چقدر دلم هوای حریم...

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

نام رمان : قلب در تاریکی

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط