{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روز ها کمی صدایم بالا رفته است و میدانم که این موضو

این روز ها کمی صدایم بالا رفته است ، و میدانم که این موضوع تو را به میزان کافی رنجانده
اما سخنی بود که می‌بایست تورا ز آن با خبر می‌ساختم
حالم را که نمی‌پرسی اما اگر بر زبان آوردم که خوبم ، تو باور نکن ، در دلم درد ها دارم که بر ذهن و روح و تنم سنگینی میکند.. مرا نیز عفو کن و خود را از افکارم مرخص ، این روز ها عجیب یادت بر خاطرم سنگینی میکند
حقیقتش این روز ها که نه اما این شب ها بسیار مرا سخت میگذرد.. تلاش بسیاری بهر خوب بودن میکنم و این به تنهایی مرا خسته میکند ، و درانتهای آن شب گذراندن زمانم پای اوراق کمی دشوار می‌باشد ، از آن بدتر سر کردن روزم با انسان هایی که شعور را قورت داده اند نیز مرا بسیار عاجز از زندگانی میکند .
دردانه ، تنها مقصودم آن است که گر صبحی فرا رسید که من در آن چشم نگشودم ، عادی بمان ، سرخوش همچون پرنده‌ای که از قفس رها شده ، خوب بمان.. اگر سخنانم از برایت اندک ارزشی دارند . . .
دیدگاه ها (۰)

اگر روزی فرا رسید که من نبودم ، تورا خواهشمندم که خاطراتمان ...

دوستانم تورا کفر و نفرین میگویند ، و اما من هنوز هم در پس زم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :روایت نماز لیلة الرغائ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط