{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی دروغ به حقیقت گفت ..

یه روزی دروغ به حقیقت گفت ..
میای بریم دریا شنا کنیم.
حقیقته ساده لوح پذیرفت و گول خورد..
هردو رسیدند لب دریا.
حقیقت لباس هایش را دراورد و به اب رفت..
دروغ حیله گر لباس های حقیقت را پوشید و رفت..
از ان روز بود که حقیقت همیشه عریان و زشت شد...
اما دروغ در لباس حقیقت همیشه اراسته نشان داده شد...
حقیقت زندگی های خیلی ها...👍🏻👌👌
دیدگاه ها (۱)

داداش محرابم..بهترین رفیقمسرت سلامت داداش...🍷🍷🍷🫀

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

دروغ شیرینچپتر شانزدهمفقط به خاطر یک لبخند ؟ یک لبخند و دستی...

پارت ۲۳(پارت خاک تو سری، از همین اول هشدار میدم که شاید تر ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط