my chute love
my chute love
part 8
فلیکس:واقعا[با گریه]
هیونجین:معلومه لطفا دیگه گریه نکن
فلیکس:باچه[عیووو]
هیونجین:[خنده]
دو روز بعد[تو این دو روز هیچ اتفاق جالبی نیفتاد فقط مینسونگ و هیونلیکس بهم نزدیک تر شدن]
معلم:خب بچه ها همینطور که میدونین امروز روز آخر اردوعه پس وسایل تون رو جمع کنین تا یک ساعت دیگه راه میفتیم
بچه ها:چشم
هیونجین:هی فلیکس
فلیکس:بله
هیونجین:تو بیا خونه من
فلیکس:نمیتونم مامانم نگران میشه
هیونجین:بهش نگو فقط بگو اردو بودی
فلیکس:نمیتونـ-
هیونجین:نمیتونم نداریم باید بیای
فلیکس:هوف باشه
هیونجین:آفرین
فلیکس:وایییی دیر شددد وسایل رو جمع کنننن
هیونجین:باشه باشه [خنده ریز]
وسایل شون رو جمع کردن و حرکت کردن سمت مدرسه رسیدن و هرکس سمت خونه خودش رفت
جیسونگ:فلیکسسسسس[داد]
فلیکس:هیس،چرا داد میزنی،چیشده
جیسونگ:فلیکس لینو عاشقمه
فلیکس:واقعاااااااا
لینو:آره
فلیکس:لینو من با جیسونگ بودم در جریانی
لینو:آره ولی دوست داشتم جای عشقم جواب دادم
هیونجین:لینو بسه[جدی]
لینو:هی چرا داری ازش دفاع میکنی ناسلامتی من داداشتم
فلیکس:منم عشقشم[زبون شو دراز میکنه]
لینو:چییییی
هیونجین:همین که شنیدی
لینو:تو...تو...تو...عاشق شدییییییی
هیونجین:آره مگه میشه عاشق این جوجه نشد[عیو،عیوووو]
لینو:با اینکه برام حضم نمیشه ولی باشه
هیونجین:لینو میای چند روز بریم خونه من البته با جیسونگ و فلیکس
لینو:باشه
هیونجین:خب بسه دیگه بریم
مینسونگ و هیونلیکس باهم رفتن خونه هیونجین رسیدن و وسایل شون رو گذاشتن تو اتاق ها و
ادامه دارد…
خوشتون اومد عسلیا؟
part 8
فلیکس:واقعا[با گریه]
هیونجین:معلومه لطفا دیگه گریه نکن
فلیکس:باچه[عیووو]
هیونجین:[خنده]
دو روز بعد[تو این دو روز هیچ اتفاق جالبی نیفتاد فقط مینسونگ و هیونلیکس بهم نزدیک تر شدن]
معلم:خب بچه ها همینطور که میدونین امروز روز آخر اردوعه پس وسایل تون رو جمع کنین تا یک ساعت دیگه راه میفتیم
بچه ها:چشم
هیونجین:هی فلیکس
فلیکس:بله
هیونجین:تو بیا خونه من
فلیکس:نمیتونم مامانم نگران میشه
هیونجین:بهش نگو فقط بگو اردو بودی
فلیکس:نمیتونـ-
هیونجین:نمیتونم نداریم باید بیای
فلیکس:هوف باشه
هیونجین:آفرین
فلیکس:وایییی دیر شددد وسایل رو جمع کنننن
هیونجین:باشه باشه [خنده ریز]
وسایل شون رو جمع کردن و حرکت کردن سمت مدرسه رسیدن و هرکس سمت خونه خودش رفت
جیسونگ:فلیکسسسسس[داد]
فلیکس:هیس،چرا داد میزنی،چیشده
جیسونگ:فلیکس لینو عاشقمه
فلیکس:واقعاااااااا
لینو:آره
فلیکس:لینو من با جیسونگ بودم در جریانی
لینو:آره ولی دوست داشتم جای عشقم جواب دادم
هیونجین:لینو بسه[جدی]
لینو:هی چرا داری ازش دفاع میکنی ناسلامتی من داداشتم
فلیکس:منم عشقشم[زبون شو دراز میکنه]
لینو:چییییی
هیونجین:همین که شنیدی
لینو:تو...تو...تو...عاشق شدییییییی
هیونجین:آره مگه میشه عاشق این جوجه نشد[عیو،عیوووو]
لینو:با اینکه برام حضم نمیشه ولی باشه
هیونجین:لینو میای چند روز بریم خونه من البته با جیسونگ و فلیکس
لینو:باشه
هیونجین:خب بسه دیگه بریم
مینسونگ و هیونلیکس باهم رفتن خونه هیونجین رسیدن و وسایل شون رو گذاشتن تو اتاق ها و
ادامه دارد…
خوشتون اومد عسلیا؟
- ۲.۴k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط