مجری من موقع خوندن خبرها یه کامنت دیدم که توش نوشته بود

مجری: من موقع خوندن خبرها یه کامنت دیدم که توش نوشته بود:
خواهر چانیول چه حسی داره وقتی داره خبرهایی که درمورد برادرش هستن رو گزارش میکنه؟

یورا: البته که خیلی خوشحالم،من باید خوب بخونمش،نباید هیچ اشتباهی کنم.

مجری: اگه اشتباه کنی چانیول بهت زنگ‌میزنه و میگه داری چیکارمیکنی؟

یورا: یه بار از چانیول پرسیدم اخباری که من میگم رو‌ دنبال میکنه؟

مجری: اون بهت نگفت تو برنامه ها منو دنبال میکنی یا نه؟

یورا: چانیول گفت من حتی نمیتونم برنامه هایی که خودم توشون حضور دارم رو ببینم چطور برنامه های تو رو دنبال کنم؟

مجری: من یه جایی خوندم که چانیول گفته بود من "پبونونا هستم"
(به برادرایی میگن که خیلی به خواهرشون وابستن)

یورا: مامثل خواهر برادرای عادی حرف میزنیم حتی گاهی بهم دیگه میگیم ″یاااا″ ، "تو"
دیدگاه ها (۰)

حرفای یورا به چانیول:یورا: چانیول به نظر میرسه تو پروموشن ها...

سهون: از اونجایی که من در حال بازی در نقش یک تیرانداز ماهر ب...

مصاحبه با یورا خواهر چانیول:یورا: من ازچانیول خواسته بودم که...

اونا خوب بلدن چجور خنده روی لبای هم بیارنخوب بلدن توي هر شرا...

🪐ادامه🪐کوک. تو همیشه دوست داشتی باهام بریم بیرون تو فقط یه ب...

💫part 5&داداش"بله&فردا چند شنبست؟ " چهارشنبه&پس باید برم مدر...

《اولین قرار》pt3اون..به من گفته بود نارنگی کوچولو..گفت دوسم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط