کاش

کاش
یکی می‌آمد و در بلندگوی صدا می زد
همدم دل تنها می شوم
به درد دل ها گوش می دهم
هوای دل شکسته ها را دارم
گریه خریدارم بجایش خنده می دهم
شانه برای تکیه دادن می‌شوم
بغض و درد و غم درمان می کنم
دیدگاه ها (۲)

گاهی بی هوا اشک و لبخند ....

غم غربت به غریبی نیست

درد که عمیق می‌شود بغض می‌شود بغض که زیاد می‌شود می ترکداشک ...

ز من هیچ نمیدانیکه اگر بدانی تو هم با من نمی مانی

هر موقع میدیدمش خنده روی لبش بود یه روز بهش گفتم خوشبحالت......

-صدای گریه ی کودکی می آمد... دختر جوانی آمد کودک را در آغوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط