{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی ‪
‬
سنگی و ناشنیده فراموش می کنی
‪
‬رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
‪
‬از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
‪
‬دست مرا که ساقه سبز نوازش است
‪
‬با برگ های مرده همآغوش می کنی
‪
‬گمراه تر ز روح شرابی و دیده را‪
‬
در شعله می نشانی و مدهوش می کنی
‪
‬ای ماهی طلائی مرداب خون من‪
‬
خوش باد مستیت که مرا نوش می کنی
‪
‬تو دره بنفش غروبی که روز را‪
‬
بر سینه می فشاری و خاموش می کنی
‪
‬در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت‪
‬
او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟

 

"فروغ فرخزاد"
دیدگاه ها (۷)

گر تن بدهى... دل ندهى کار خراب استچون خوردن نوشابه که در جام...

چقدر خوب ، که هستی !چه خوب که هوای مرا داریو چه خوب تر که دو...

آخرش یک نفر از راه می‌رسدکه بودنش جبرانِ تمامِ نبودن‌هاستجبر...

[ولی‌با‌دیدن‌این‌کلیپ‌قشنگ‌بویِ‌خاک‌باران‌خورده‌حس‌میشه😻]زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط