Psrt
Psrt۲
🐣ویو فیلیکس 🐣
که یهو حرکت کرد من خیلی میتر سیدم
زیر پا مونم شیشه ای بود که دیگه بد تر
🥟مخای بیای تو بغلم کوچولو
🐣نه ممنون
🥟باشه
یهو رسید به بالا ترین نقطه که من خیلی میترسیدم و.پریدم تو بغل اون مرد که گرگم
شروع کر به زوزه کشیدن یعنی او جفت من بود
🥟ویو هیونجین 🥟
همین جوری نشسته بودم که یهو پرید تو بغلم که از رایحه فهمیدم اون جفت منه
پس تصمیم گرفتم که بدوزدمش
وقتی از چرخ و فلک پیاده شدم سریع یه
دسمال گذاشتم رو بینیش و بیهوشش
کردم و رفتم سمت ما شین که دیدم پسرا هم
جفت هاشون رو بیهوش کردن و اوردن
وقتی سوار ماشین شدیم ازشون پرسیدم که
که اینا کین
🥟اینا کین که اوردین
اعضا: جفت هامون
🥟اهان
♕[رسیدن عمارت آلفا ها تو یه خونه زندگی میکنن]♕
....................................
🐣ویو فیلیکس 🐣
...................................
شرایط ♕{۱۵تا لایک} ♕🪼
شرایط ♕{۱۵تا کامنت} ♕🪼
شرایط ♕{۱دونه فالو} ♕🪼
شرایط ♕{۵تا بازنسر} ♕🪼
شرایط ♕{۲تا ذخیره} ♕🪼
شرایط ♕{۳تا ارسالی} ♕🪼
تا پارت بعد میبینمتون سیسی ها 🥰🥺
🐣ویو فیلیکس 🐣
که یهو حرکت کرد من خیلی میتر سیدم
زیر پا مونم شیشه ای بود که دیگه بد تر
🥟مخای بیای تو بغلم کوچولو
🐣نه ممنون
🥟باشه
یهو رسید به بالا ترین نقطه که من خیلی میترسیدم و.پریدم تو بغل اون مرد که گرگم
شروع کر به زوزه کشیدن یعنی او جفت من بود
🥟ویو هیونجین 🥟
همین جوری نشسته بودم که یهو پرید تو بغلم که از رایحه فهمیدم اون جفت منه
پس تصمیم گرفتم که بدوزدمش
وقتی از چرخ و فلک پیاده شدم سریع یه
دسمال گذاشتم رو بینیش و بیهوشش
کردم و رفتم سمت ما شین که دیدم پسرا هم
جفت هاشون رو بیهوش کردن و اوردن
وقتی سوار ماشین شدیم ازشون پرسیدم که
که اینا کین
🥟اینا کین که اوردین
اعضا: جفت هامون
🥟اهان
♕[رسیدن عمارت آلفا ها تو یه خونه زندگی میکنن]♕
....................................
🐣ویو فیلیکس 🐣
...................................
شرایط ♕{۱۵تا لایک} ♕🪼
شرایط ♕{۱۵تا کامنت} ♕🪼
شرایط ♕{۱دونه فالو} ♕🪼
شرایط ♕{۵تا بازنسر} ♕🪼
شرایط ♕{۲تا ذخیره} ♕🪼
شرایط ♕{۳تا ارسالی} ♕🪼
تا پارت بعد میبینمتون سیسی ها 🥰🥺
- ۸۵۳
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط