اومدم با دلی پر زخم وشکسته،گفت غمت نباشه من هستم رو زخمت
اومدم با دلی پر زخم وشکسته،گفت غمت نباشه من هستم رو زخمت مرهم میزارم ،گفتم من دیگه نای ندارم نمیتونم واز اینش میترسم که دوباره دلم بشکنه،مرگ برام سهله تا اینکه دلم بشکنه،گفت نه تو فقط به من اعتماد کن پشیمون نمیشی اصلا تو بامن باش میزارم همه چی رو فراموش کنی وحالتو خوب میکنم این و بهت قول میدم و و و...خلاصه یه قولای بهم دادیم که من به عنوان دختر به تک تک قولام عمل کردم ولی اون چی ...به قولای پوچشون عمل نکردن هیچ ،نمک رو زخممون پاشیدن ودردمون رو تازه کردن ودلم تا هرچقدر تونستن شکستن که هیچ له له کردن و ماهم آخرش دیگه شدیم آدم بده که رو دلشون سنگینی میکنه ،آری اینه دنیای مردان که راحت با یه چشم بهم زدن فراموش میکنن که طرف کی بود چی بود حیوانه یا بشر،والله حیوان هم دل داره (این خلاصه ص در حد یک درصده حرفای دلم اندازه ی یک دریاس )💔💔😭😭
- ۲۵۴
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط