{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my crazy mafiya

Part30


دلی که همه رو از دست داده بود حتی اون..


رفتم خونه

_سلام مامان
مامان:سلام سوهی،از تيمارستان لوازمت اومده چرا؟
_استعفا دادم
مم:چی؟چرا؟
_پیش سئوک کار میکنم

روی مبل دراز کشیدن

مم:چرا باز رفتی جای اون؟اون خطرناکه
_مامان من نمیتونم بیخیال خون بابا بشم
مم:مرگ بابات چه ربطی به سئوک داره؟
_ربطی با اون نداره ،به جونگ کوک لعنتی ربط داره
مم:کی؟
_حالا که بهم خیانت کرده عمرا ازش بگذرم
مم:چی میگی تو دختر؟

بلند شدن رفتم تو اتاق

_بعدا میفهمی مامان(عربده)

رفتم دوش گرفتم وخوابیدم صبح روز بعد که بیدار شدن کارای لازمو انجام دادمو رفتم پایین صبحونه بخورم

_سلام مامان
مم:علیک
_مامان ازت کمک میخوام
مم:چی؟
_چطوری یک پسر رو اغوا کنم؟
مم: خل شدی تو دختر؟ میخوای چه غلطی بکنی؟
_عه مامان فکرای بد نکن امشب تولد پسر هایونه برای نزدیک شدن به دویون میخوام امشب پسرشو اغوا کنم
مم: آخر یک کاری دست خودت میدی

بعد از آموزش های خوب مادر رفتیم خرید....

ادامه دارد...

لایک و کامنت و فالو یادت نره🥰


شرمنده دیر به دیر میزارم
ولی شرایط بهم اجازه نمیده هر شب بزارم
ولی امشب ۳ پارت میزارم🤙
دیدگاه ها (۰)

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

عشق سریالی_پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط