انوشیروان ساسانی همیشه خودش رو پادشاهی عادل میدونست. یک
انوشیروان ساسانی همیشه خودش رو پادشاهی عادل میدونست. یک روز در بازار قدم میزد، صدای داد و فریاد کفشدوزی توجهش رو جلب کرد. خودش رو ناشناس معرفی کرد و پرسید: «چرا اینقدر شلوغ میکنی؟»
کفشدوز گفت: «مردم نان ندارن، گرونی بیداد میکنه. وقتی سرِ حکومت خراب باشه، بازار ما هم خراب میشه.»
انوشیروان اول ناراحت شد، اما بعد به فکر فرو رفت. او فهمید که عدالت فقط در سخن نیست، باید در عمل هم رعایت بشه. از اون روز، مأموران مالیات و کارگزاران ظالم رو عزل کرد و دستور داد همه بر اساس انصاف رفتار کنن.
چند ماه بعد، دوباره به بازار رفت و دید همون کفشدوز خوشحال و سرگرم کاره. وقتی از او پرسید: «دیگه داد نمیزنی؟»
کفشدوز لبخند زد و گفت: «وقتی سر حکومت درست باشه، دم بازار هم درست میشه.»
و این شد ریشه ضربالمثل: «ماهی از سر گنده گردد، نه ز دم.
کفشدوز گفت: «مردم نان ندارن، گرونی بیداد میکنه. وقتی سرِ حکومت خراب باشه، بازار ما هم خراب میشه.»
انوشیروان اول ناراحت شد، اما بعد به فکر فرو رفت. او فهمید که عدالت فقط در سخن نیست، باید در عمل هم رعایت بشه. از اون روز، مأموران مالیات و کارگزاران ظالم رو عزل کرد و دستور داد همه بر اساس انصاف رفتار کنن.
چند ماه بعد، دوباره به بازار رفت و دید همون کفشدوز خوشحال و سرگرم کاره. وقتی از او پرسید: «دیگه داد نمیزنی؟»
کفشدوز لبخند زد و گفت: «وقتی سر حکومت درست باشه، دم بازار هم درست میشه.»
و این شد ریشه ضربالمثل: «ماهی از سر گنده گردد، نه ز دم.
- ۱.۹k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط