گمان کردید راهی نیست عاشق را جزمردن
گمان کردید راهی نیست عاشق را جزمردن
گمان اما نمیبرید راهی بی گمان دارد
قلم دردست اومثل تفنگی تشنه جوشش
غمش پیداست ازسوزی که درطرزبیان دارد
کلامش ان یکاداست نگاهش آیت الکرسی
دعا درآستین داردنظر برآستان دارد
شما پایانتان مرگ است وما آغازمان، آری
تفاوت درهمین نقطه ست، اینجا داستان دارد
به دریا دل زدن دامان تر، می آورد با خود
چه غم؟ کشتی اصحاب ولایت بادبان دارد
به راه افتاده تابوتی وجمعی درپیش گریان
فقط عشقی اینچنین پشت سرخود کاروان دارد
یکی ازعاشقان کم شد، دلم تنگ است، جاماندم
که امشب حلقه تنگ شهیدان مهمان دارد🇮🇷✌️🌷🌷🌷
گمان اما نمیبرید راهی بی گمان دارد
قلم دردست اومثل تفنگی تشنه جوشش
غمش پیداست ازسوزی که درطرزبیان دارد
کلامش ان یکاداست نگاهش آیت الکرسی
دعا درآستین داردنظر برآستان دارد
شما پایانتان مرگ است وما آغازمان، آری
تفاوت درهمین نقطه ست، اینجا داستان دارد
به دریا دل زدن دامان تر، می آورد با خود
چه غم؟ کشتی اصحاب ولایت بادبان دارد
به راه افتاده تابوتی وجمعی درپیش گریان
فقط عشقی اینچنین پشت سرخود کاروان دارد
یکی ازعاشقان کم شد، دلم تنگ است، جاماندم
که امشب حلقه تنگ شهیدان مهمان دارد🇮🇷✌️🌷🌷🌷
- ۵۶۴
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط