تا کور شود هرآنکه نتواند دید
♨️تا کور شود هرآنکه نتواند دید✌️
📌یکبار دگر جوان شده رهبر ما 🇮🇷
🟤🟤🟤
هوالحبیب
خدا میخواهد با تو چهکار کند، "سید مجتبی" ؟!
(مقاله وارده)
وسط این همه داغ، وسط این همه درد، یک درد بابایت کافی است برای اینکه کوهها را خرد کند، بابایت، کل خانوادهات، کس و کارت، امامت که از همه بیشتر میشناختیش و مأنوس بودی با او؛
آن هم بین این همه تهدید، تهدید تمام قدرتهای مادی عالم که جان تو را نشانه گرفتهاند و ایران مظلوم را؛ وسط این جنگ، جنگ بزرگ جهانی و تاریخی!
در چنین شرایطی یک دفعه بار بزرگ مسئولیت را روی دوشت گذاشتند، آن هم چنین مسئولیتی!
خدا میخواهد با تو چه کند سید مجتبی؟! روح تو را چهقدر آماده دیده؟
آن روز که درس خارجت را تعطیل کردی، که شلوغترین درس خارج قم شده بود و نزدیکانت فهمیدند که نمیخواهی بزرگ قم باشی و به چشم بیایی، باید حدس میزدیم خدا را عاشق خودت میکنی.
آن روز که برای انتقام از بابای مظلومت، سیل تهمتهای عجیب و غریب به جانت میخورد، باید حدس میزدیم خدا نقشهها برایت کشیده!
سید مجتبی! راستی چطور شد ناگهان دل همه را بردی؟ نه کسی تو را دیده بود، نه سخنت را شنیده بود، چطور مهرت به دلها نشست؟
حالا بار سنگین عشق یک ایران را چهطور میخواهی تحمل کنی؟
بار سنگین امید مادران شهدا را، بار سنگین دلهای غصهدار و مظلوم بیگناهان عالم را، بار سنگین نیابت صاحب الزمان (عج) را، بار دردهای حزبالله و حماس و انصارالله و غزه را، بار سنگین گرسنگان آفریقا و کودکان بیپناه جزیره خبیثها را و بار سنگین تمدن نوین اسلامی را که در حال طلوع است.؟؟
آقاسید مجتبی خدا چهطور میخواهد کمکت کند؛؟؟
من میدانم، تو هم خوب میدانی، همه میدانیم، پدرت یادمان داد، پدر مظلوم و شهیدت یادمان داد:
«هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین»
غصه نخور سید جان، آقا جان،
خدا را داری و ملت شهادت را. ایران را داری، همان میهن خدایی، همان صحن امام رضایی را، همان که خمینی (ره) با آن عظمتش که احدی را به چیزی حساب نمیکرد، در پیشگاهش تعظیم میکرد.
مبارکت باشد این جام پر بلا.
مبارکت باشد آقا؛
روی ما بچه یتیمهای سیدعلی شهید هم حساب کن.
📌یکبار دگر جوان شده رهبر ما 🇮🇷
🟤🟤🟤
هوالحبیب
خدا میخواهد با تو چهکار کند، "سید مجتبی" ؟!
(مقاله وارده)
وسط این همه داغ، وسط این همه درد، یک درد بابایت کافی است برای اینکه کوهها را خرد کند، بابایت، کل خانوادهات، کس و کارت، امامت که از همه بیشتر میشناختیش و مأنوس بودی با او؛
آن هم بین این همه تهدید، تهدید تمام قدرتهای مادی عالم که جان تو را نشانه گرفتهاند و ایران مظلوم را؛ وسط این جنگ، جنگ بزرگ جهانی و تاریخی!
در چنین شرایطی یک دفعه بار بزرگ مسئولیت را روی دوشت گذاشتند، آن هم چنین مسئولیتی!
خدا میخواهد با تو چه کند سید مجتبی؟! روح تو را چهقدر آماده دیده؟
آن روز که درس خارجت را تعطیل کردی، که شلوغترین درس خارج قم شده بود و نزدیکانت فهمیدند که نمیخواهی بزرگ قم باشی و به چشم بیایی، باید حدس میزدیم خدا را عاشق خودت میکنی.
آن روز که برای انتقام از بابای مظلومت، سیل تهمتهای عجیب و غریب به جانت میخورد، باید حدس میزدیم خدا نقشهها برایت کشیده!
سید مجتبی! راستی چطور شد ناگهان دل همه را بردی؟ نه کسی تو را دیده بود، نه سخنت را شنیده بود، چطور مهرت به دلها نشست؟
حالا بار سنگین عشق یک ایران را چهطور میخواهی تحمل کنی؟
بار سنگین امید مادران شهدا را، بار سنگین دلهای غصهدار و مظلوم بیگناهان عالم را، بار سنگین نیابت صاحب الزمان (عج) را، بار دردهای حزبالله و حماس و انصارالله و غزه را، بار سنگین گرسنگان آفریقا و کودکان بیپناه جزیره خبیثها را و بار سنگین تمدن نوین اسلامی را که در حال طلوع است.؟؟
آقاسید مجتبی خدا چهطور میخواهد کمکت کند؛؟؟
من میدانم، تو هم خوب میدانی، همه میدانیم، پدرت یادمان داد، پدر مظلوم و شهیدت یادمان داد:
«هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین»
غصه نخور سید جان، آقا جان،
خدا را داری و ملت شهادت را. ایران را داری، همان میهن خدایی، همان صحن امام رضایی را، همان که خمینی (ره) با آن عظمتش که احدی را به چیزی حساب نمیکرد، در پیشگاهش تعظیم میکرد.
مبارکت باشد این جام پر بلا.
مبارکت باشد آقا؛
روی ما بچه یتیمهای سیدعلی شهید هم حساب کن.
- ۴.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط