“ما زندهایم… و عشقِ ما… قویتر از هر چیزیه. ما غرق نمیشیم… ما پرواز کردن بلدیم..“
هوسوک در آغوشِ آن نگاهِ گرم و صدایِ پر از احساسِ یونگی، حس کرد که پروانههایی در دلش پر میکشند کنارِ تنگه بسفر با زمزمهیِ عاشقانه و صدایِ گیتاری که قصهیِ عشق، مرگ و جاودانگی را روایت میکرد، آن دو هم عشقِ خودشان را، نه در مرگ، بلکه در زندگی، جشن میگرفتند.
یونگی سیگاری از جیبش در اورد و برای روشن کردن فندکش مقابل باد دستش را حائل کرد، هوسوک روی نیم کت دراز کشید و سرش را روی پاهای مرد گذاشت… -آگوستینا
#یونگی #هوسوک #sope #بی_تی_اس
یونگی سیگاری از جیبش در اورد و برای روشن کردن فندکش مقابل باد دستش را حائل کرد، هوسوک روی نیم کت دراز کشید و سرش را روی پاهای مرد گذاشت… -آگوستینا
#یونگی #هوسوک #sope #بی_تی_اس
- ۲.۷k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط