گمشده من
'گمشده من...
بی تو پریشانم!
پس «تو» کِی میایی..؟:)
دلم ز گفتنِ"او خواهد آمد" رنجیده..
از اینکه میبیند هربار این جمله را میگوید؛
اما «تو» نمیایی رنجیده!
ای محبوبِ من...
آخر چرا نگاهِ زیبایت را از من دریغ میکنی؟
حتی نمیخواهی برای یک ثانیه هم که شده،
در چشمانِ من نگاه کنی؟
یعنی انقدر «تو» را از راهِ دور رنجانده ام..؟
ولی آخر من چگونه میتوانم زره ای «تو» را ناراحت کنم؟
چگونه میتوانم به آن دلِ قشنگت غم را بدهم؟
به نظرت همچین کاری را بلدم؟
اصلا مگر میتوانم؟
میدانی هروقت که اشک هایت را دیدم چگونه قلبم تیکه تیکه شد؟
عزیزِ من؛
تمامِ غم ها و مشکلاتِ دنیا برای من..
اما فقط «تو» خوشحال و خندان باش!:)
تمامِ گریه ها تا ابد برای من..
اما فقط "یک بار" آن خنده چشمانت را تحویلم دِه!:)
فقط "یک بار" مرا داخلِ آن چشم های قهوه ای ات ببر...
و بعد گر خواستی مرا به گورستان ببر و تا ابد عذابم دِه...
اما فقط "یک بار" به من اجازه نگاه در چشمانت را دِه!
آخر چرا به من این فرصت را نمیدهی؟
"زبانم لال"گر خودت نمیخواهی..
لااقل مرا ذوق مرگ کن..:)
ای کاش به من این ذوق را بدهی..
آخر میدانی که من چقدر منتظر آن ذوق هستم؟
هرروز و هرشب به امیدِ آن ذوق میروم اما..
هیچ نشانه ای از «تو» نیست..
ولی صبر هم حدی دارد؛
صد و هشتاد روز میشود که به انتظارِ این ذوق هرروز و شب مُردم و زنده به گور شدم..!:)💔🕯🌑🍃🎬
-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🍷
★ ★ ★ ★
بی تو پریشانم!
پس «تو» کِی میایی..؟:)
دلم ز گفتنِ"او خواهد آمد" رنجیده..
از اینکه میبیند هربار این جمله را میگوید؛
اما «تو» نمیایی رنجیده!
ای محبوبِ من...
آخر چرا نگاهِ زیبایت را از من دریغ میکنی؟
حتی نمیخواهی برای یک ثانیه هم که شده،
در چشمانِ من نگاه کنی؟
یعنی انقدر «تو» را از راهِ دور رنجانده ام..؟
ولی آخر من چگونه میتوانم زره ای «تو» را ناراحت کنم؟
چگونه میتوانم به آن دلِ قشنگت غم را بدهم؟
به نظرت همچین کاری را بلدم؟
اصلا مگر میتوانم؟
میدانی هروقت که اشک هایت را دیدم چگونه قلبم تیکه تیکه شد؟
عزیزِ من؛
تمامِ غم ها و مشکلاتِ دنیا برای من..
اما فقط «تو» خوشحال و خندان باش!:)
تمامِ گریه ها تا ابد برای من..
اما فقط "یک بار" آن خنده چشمانت را تحویلم دِه!:)
فقط "یک بار" مرا داخلِ آن چشم های قهوه ای ات ببر...
و بعد گر خواستی مرا به گورستان ببر و تا ابد عذابم دِه...
اما فقط "یک بار" به من اجازه نگاه در چشمانت را دِه!
آخر چرا به من این فرصت را نمیدهی؟
"زبانم لال"گر خودت نمیخواهی..
لااقل مرا ذوق مرگ کن..:)
ای کاش به من این ذوق را بدهی..
آخر میدانی که من چقدر منتظر آن ذوق هستم؟
هرروز و هرشب به امیدِ آن ذوق میروم اما..
هیچ نشانه ای از «تو» نیست..
ولی صبر هم حدی دارد؛
صد و هشتاد روز میشود که به انتظارِ این ذوق هرروز و شب مُردم و زنده به گور شدم..!:)💔🕯🌑🍃🎬
-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🍷
★ ★ ★ ★
- ۱.۰k
- ۱۱ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط