{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت میکنم؛

سکوت میکنم؛
عکاس می شمارد
يك، دو، سه، "لبخند"
عکس گرفته میشود.
عکاس هیچگاه نمیفهمد
وقتی گفت لبخند،
دلم لرزید و گونه ام خیس شد و لبخندی تلخ زدم
و به یاد او اى افتادم
که میگفت: «همیشه بخند»
و دیگر نیست
او رفت، لبخند رفت، زندگی رفت...

🌺
دیدگاه ها (۱۱)

🍁مهر هم رخت سفر بسته 🍂و آبان پشت در منتظر است🍁زرد و نارنجی ا...

با تو در امن ترین جای زندگانی امجایی میان سکوت و رویاخیالی ک...

سلام صبحتون بخیرامـــروز بـــراتـــون آرزوی سلامتی دارم و ذه...

حسین پناهی چقدر قشنگ میگه که:«در زندگی گاهی باخته‌ام،گاهی با...

¹⁴سعی کردم بيدار بمونم‌ولی سیاهی ویو جونگکوک___صبح وقتی پا ش...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی» یک سال گذشت…هیچ خبری از ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط