{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته...

پانزده سالم بود که آرزوهایم را در صندوقچهای گذاشتم و قفلش کردم؛ نه با انتخاب، که با اجبار. بدون شناخت، بدون پرسش،
دیدگاه ها (۱۵)

اگه یه روزی من مردم گل زیاد بیارید سرقبرم

عشق چیه ...

تنهایی من به بودن و نبودن آدمها بستگی ندارد

من خودم را با خستگی تمام

وقتی خودم را به‌قدر کافی دوست داشتم، شروع کردم به ترک کردن چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط