خاطره ها خیلیی عجیبن ..
خاطره ها خیلیی عجیبن ..
یه زمانی ساختنشون ممکنه باعث سرخ شدن گونه ها و درخشش چشم و یه لبخند بشن و گفتن یه جمله احتمالی که برای هر کس موقع ذوق یا خوشحالی متفاوته ..
مثل خدایا مرسییی .. خدایا شکرت .. وایییی .. دارم بال در میارمممم و ...
ولی بعضی وقتا همون خاطره ها و نداشتنشون یا یه اتفاق بد یا یه جرقه برای پاک شدن خاکستر های پراکنده روی خاطرات میتونن اون ها رو زنده کنن و اینار تبدیل به توده اشکی از غم و ناراحتی .. بغضی که نفس ادم رو بند میاره از شدت دلتنگی .. و خیلی واکنش های دیگه که بازم متفاوته میشن ...
و این همعجیبه هم قشنگ و هم دردناک .....
یه زمانی ساختنشون ممکنه باعث سرخ شدن گونه ها و درخشش چشم و یه لبخند بشن و گفتن یه جمله احتمالی که برای هر کس موقع ذوق یا خوشحالی متفاوته ..
مثل خدایا مرسییی .. خدایا شکرت .. وایییی .. دارم بال در میارمممم و ...
ولی بعضی وقتا همون خاطره ها و نداشتنشون یا یه اتفاق بد یا یه جرقه برای پاک شدن خاکستر های پراکنده روی خاطرات میتونن اون ها رو زنده کنن و اینار تبدیل به توده اشکی از غم و ناراحتی .. بغضی که نفس ادم رو بند میاره از شدت دلتنگی .. و خیلی واکنش های دیگه که بازم متفاوته میشن ...
و این همعجیبه هم قشنگ و هم دردناک .....
- ۱۵۲
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط