نشد برای عشقمان برای این دیوانه ات سفر کنی

نشد برای عشقمان برای این دیوانه ات سفر کنی
نشد یه بار به حال من به حال این ویرانه ات نظر کنی
نشد بیایی عاقبت نشد برای عاشقت خطر کنی
نشد به وقت رفتنت مرا هم از نبودنت خبر کنی

آرام آرام نشستی در دل من ای آشنا
آرام آرام گذشتی از کنارم نامهربان
ای وای از این غم بی پایان
امشب امشب با خیالت گفتم و خنداندم تورا
امشب امشب مثل هر شب در خیابانم پس چرا
من ماندم و ابر بی باران

#استوری #آهنگ #عاشق
دیدگاه ها (۰)

ولی امسال پاییزمون زودتر شروع شد . .کوچه خیابون رو ببین چقدر...

این صبر که من میکنمافشردن جان است . .#ابتهاج #شعر #کوتاه #غم...

one dayYou see the happiest version of yourselfAnd you know ...

مود #من موقع خواب😐😂#طنز #مهمونی #بچه #کلیپ #خواب #استوری

تکپارتی از هان: (وقتی بارداری و....) امروز روزی بود که فهمید...

تک پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط