Part:10
Part:10
Psychopath)(روانیــ
ا/ت داشت از خیابان رد میشد تا بره سوار ماشینش بشه
که وقتی داشت رد میشد یه ماشین با سرعتی خیلی زیاد خورد بهش بلافاصله ماشین گازشو گرفت و رفت
ا/ت انگار پرواز کرد و یهو افتاد زمین
کل جمعیت دوییدن به طرفش
تهیونگ و جونگکوک زود تر بهش رسیدن
تهیونگ:ا/ت زنگ بزنین امبولانس خواهش میکنم پاشو(عربده)
جونگکوک:اون ماشین عوضی رو بگیرید(عربده)
جونگکوک:ا/ت بلند شو خواهش میکنم
ویــو ا/ت
چرا اینجور شد
آخ سرم تمام بدنم درد میکنه
صداها واضح نیست
چی میگن
نه
پایان ویــو ا/ت
آمبولانس بالاخره اومد
ا/ت رو روی برانکارد گذاشتن و سوار امبولانس کردنش
پرستار:یکی همراهش بیاد
تهیونگ داشت سوار آمبولانس میشد که
کوک:من میرم تو باهاش نسبتی نداری
تهیونگ:اقای جئون الان بس کن و سوار امبولانس شد
تهیونگ از چشماش اشک میومد
تهیونگ:ا/ت بیدار شو خواهش میکنم
جونگکوک:ا/ت بلند شو تروخداا
اون ها به بیمارستان رسیدن
جونگکوک جلوی در موند تا اطلاعات ا/ت رو بده
تهیونگ تفنگشو در اورد
تهیونگ:بدویین بیاید این خانم رو خوب کنید اگه چیزی بهش بشه هیچکدومتون از امروز بیشتر زنده نمیمونید(عربده)
دکتر و پرستار ها:چشم
ا/ت رو داشتن میبردن اتاق عمل تهیونگ دنبالش میرفت
تهیونگ:بلند شو خواهش میکنم عزیزم(عربده)
ا/ت:تهیونگ دوست دارم(اروم)
تهیونگ:منم دوست دارم،چ،چی؟
و بعد ا/ت رو بردن تا عملش کنن
تهیونگ زانو زد روی زمین
تهیونگ:چی؟اون الان گفت دوسم داره
جونگکوک:بردنش اتاق عمل(عربده)
تهیونگ:اره
دستاشون خونی شده بود
تهیونگ روی صندلی نشسته بود و همینجور به ا/ت فکر میکرد
جونگکوک هم به مامانش زنگ زد
پشت گوشیــ
جونگکوک:مامان
خاله:سلام پسرم،جانم؟
جونگکوک:ا/ت تصادف کرده
خاله:چییی؟کدوم بیمارستان
جونگکوک ادرس رو به مامانش داد
و مامانش چند دقیقه بعد رسید بیمارستان
خاله:چی شده دخترم کو
تهیونگ:شما مادرشی؟
خاله:نه خالشم،کو ا/ت کو اون تنها یادگار خواهرمه کو(گریه)
جونگکوک:مامان اروم،دارن عملش میکنن
خاله:آخ بمیرم براش(گریه)
تهیونگ:خاله جان گریه نکنید داره عمل میشه فقط دعا کنید عملش خوب پیش بره
بعد از یک ساعت•••
شرایط پارت بعد
۵۵ لایک
۲۰ بازنشر
Psychopath)(روانیــ
ا/ت داشت از خیابان رد میشد تا بره سوار ماشینش بشه
که وقتی داشت رد میشد یه ماشین با سرعتی خیلی زیاد خورد بهش بلافاصله ماشین گازشو گرفت و رفت
ا/ت انگار پرواز کرد و یهو افتاد زمین
کل جمعیت دوییدن به طرفش
تهیونگ و جونگکوک زود تر بهش رسیدن
تهیونگ:ا/ت زنگ بزنین امبولانس خواهش میکنم پاشو(عربده)
جونگکوک:اون ماشین عوضی رو بگیرید(عربده)
جونگکوک:ا/ت بلند شو خواهش میکنم
ویــو ا/ت
چرا اینجور شد
آخ سرم تمام بدنم درد میکنه
صداها واضح نیست
چی میگن
نه
پایان ویــو ا/ت
آمبولانس بالاخره اومد
ا/ت رو روی برانکارد گذاشتن و سوار امبولانس کردنش
پرستار:یکی همراهش بیاد
تهیونگ داشت سوار آمبولانس میشد که
کوک:من میرم تو باهاش نسبتی نداری
تهیونگ:اقای جئون الان بس کن و سوار امبولانس شد
تهیونگ از چشماش اشک میومد
تهیونگ:ا/ت بیدار شو خواهش میکنم
جونگکوک:ا/ت بلند شو تروخداا
اون ها به بیمارستان رسیدن
جونگکوک جلوی در موند تا اطلاعات ا/ت رو بده
تهیونگ تفنگشو در اورد
تهیونگ:بدویین بیاید این خانم رو خوب کنید اگه چیزی بهش بشه هیچکدومتون از امروز بیشتر زنده نمیمونید(عربده)
دکتر و پرستار ها:چشم
ا/ت رو داشتن میبردن اتاق عمل تهیونگ دنبالش میرفت
تهیونگ:بلند شو خواهش میکنم عزیزم(عربده)
ا/ت:تهیونگ دوست دارم(اروم)
تهیونگ:منم دوست دارم،چ،چی؟
و بعد ا/ت رو بردن تا عملش کنن
تهیونگ زانو زد روی زمین
تهیونگ:چی؟اون الان گفت دوسم داره
جونگکوک:بردنش اتاق عمل(عربده)
تهیونگ:اره
دستاشون خونی شده بود
تهیونگ روی صندلی نشسته بود و همینجور به ا/ت فکر میکرد
جونگکوک هم به مامانش زنگ زد
پشت گوشیــ
جونگکوک:مامان
خاله:سلام پسرم،جانم؟
جونگکوک:ا/ت تصادف کرده
خاله:چییی؟کدوم بیمارستان
جونگکوک ادرس رو به مامانش داد
و مامانش چند دقیقه بعد رسید بیمارستان
خاله:چی شده دخترم کو
تهیونگ:شما مادرشی؟
خاله:نه خالشم،کو ا/ت کو اون تنها یادگار خواهرمه کو(گریه)
جونگکوک:مامان اروم،دارن عملش میکنن
خاله:آخ بمیرم براش(گریه)
تهیونگ:خاله جان گریه نکنید داره عمل میشه فقط دعا کنید عملش خوب پیش بره
بعد از یک ساعت•••
شرایط پارت بعد
۵۵ لایک
۲۰ بازنشر
- ۴.۱k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط