{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی با تابوت بابا!

بازی با تابوت بابا!
.
بابا که از راه می‌رسید، با ذوق بدو می‌رفت سمتش، خودش را پرت می‌کرد بغلش و می‌گفت:«بابا... بازی!» و بابا، هر چقدر هم خسته بود، با خنده می‌نشست و می‌گفت: «بازی کنیم، عزیز دل بابا...»
#مرگ_بر_اسرائیل
#قاسم_بن_الحسن
دیدگاه ها (۳)

📌 فرود چندین فروند هواپیمای باربری در فرودگاه بن‌گوریون اسرا...

بر پدر و مادر و ذات نجس و نحس خائنین و نفوذیا لعنت و نفرین ب...

#سرمایه_های_اسرائیل #جنگ #جنگ_تحمیلی #جنگ_تحمیلی_دوم #جنگ_ای...

p48پنج سال بعد...عمارت جئون...صدای خنده‌ی یک دختر کوچولو تما...

موضوع:اگه بریم بغل شون و لپشونو گاز بگیریممایکی:وقتی میای بغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط