{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتي که رهايمـ کردي به دلمـ گفتمـ برمي گردد!

وقتي که رهايمـ کردي به دلمـ گفتمـ برمي گردد!

قول مي دهمـ...باور کن!!! و دلمـ باور کرد...

روزها گذشتــ و گذشتــ و تو نيامدي و من پيش دلمـ روسياه شدمـ!

سالهاستــ که به او مي گويمـ فراموشش کن، باز نمي گردد!

اما دلمـ برباورش مانده!!!

بيچاره به قولمـ اعتماد کرده و همچنان منتظر مي تپد...!

وای اگر نيايد چه کنمـ بااين دل...!!!

چه کنمـ ...!!!💙
دیدگاه ها (۰)

ما مجازی نیستیمماواقعیت هایی دور از هم هستیمکه از طریق فضای ...

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ...

قرار نبود این چشمها به غیر از مسئولیت مادری دغدغه دیگری داشت...

Gün geçmez yüreğimdeki acı amansız Yalnızlık yüzüme vurur ge...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۲۷دو هفته از ناپدید شدن سون-هی گ...

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۹عمارت کیم جون-هو.تهیونگ سالها ب...

از ترمینال مستقیم به بیمارستان رفتم  پدر در بخش مراقبتهای وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط