{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عطر تن تورا نفس نمیکشم با جون و دل به بغل میکشم

من عطر تن تورا نفس نمیکشم با جون و دل به بغل میکشم
انگار که شکوفه های آبی تک به تک از ریه هایم جوانه میزنند
و نفسم را بند می اورند
عزیزم چشمانت آبی نیست اما عجیب شبیه به اقیانوس آرام است ،
روح از تنم بیرون میکشد و جسمم را به عمق میکشد
دستان نحیف و سرد تو مثل گلبرگ های گل سرخ مخملی و زیباست،
وقتی که ذره ذره تنم را نوازش میکنی عذابی شیرین مرا به اسارت میگیرد
لبخند زیبای تو جلابخش خستگی های من است
انگار که زهری با طعم عسل آغشته میشود به سلول سلولِ تنم
من گمان میکنم دیگر همچین آفریده ای جهان به چشم نخواهد دید🌺
دیدگاه ها (۰)

ٰ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ مي‌بؤ؁ـم ࣪ لـب‌هایٮ̈ را روزي ࣪ ٮـُُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط