{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شب حرف می زنم

من از شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
دیدگاه ها (۲)

میدونی رفیق زیاد که مهربون باشی یا ازت زده میشن یا میشی عادت...

اشتباه از ما بوداشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پ...

امنیتباید با تمام وجود درک شود... وگرنه همگیهرروز زندگی میکن...

تو به اندازه ی کمیتیکه در زندگیت رنج می بریکیفیت زندگیت مشخص...

من از نهایت شب حرف می زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف...

شب، تنها یک بازه زمانی میان غروب و طلوع نیست؛ شب، پناهگاهِ ا...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط