-
منو رها کنین و بزارید به بهشت طبعیت فرار کنم ، نیازمند پیرهن گل گلی نخی و نازک و پاهای برهنه که روی چمن های تمیز راه میره ، دستی روی گندم ها بکشم و در کناری دارم آهنگ مینوازم پرنده ها و باد ها با موزیکی که مینوازم همراه شوند
و خورشید در آن روز طوری بتابد و روی صورتت بیفتد و آن چشمان قهوه ای رنگت نمایان شود که غرق چَشمانَت شوم.
"اقیانوسقرمز"
تا اینجا خوندی لا☘️یک کن.
و خورشید در آن روز طوری بتابد و روی صورتت بیفتد و آن چشمان قهوه ای رنگت نمایان شود که غرق چَشمانَت شوم.
"اقیانوسقرمز"
تا اینجا خوندی لا☘️یک کن.
- ۱.۱k
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط