{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه سفر

شبی دیدم که عشق آمد خرامان سوی بالینم
سپاهش یک تنه میزد به جان و دین و آیینم
کویر تند لب هایش شراب سرخ می نوشید
و می گفتش تویی عشقم تویی آن مرغ آمینم 
لبش چون ساغر هستی حدیث عشق می نوشید          
شدم صیدی در آغوش همان صیاد بی دینم 
چو آغوشم کشد، جغرافیای پیکر او را
ز باغ تند لبهایش دوصد،گل بوسه میچینم
به  دینِ لحظه های من جنون کفر می بارید
ولی ناگه پریدم من از این رویای شیرینم
دیدگاه ها (۰)

اجرای زنده آذری بایجانیم با صدای دیجی هجران.مشکین شهر

وقتی بی اعصابی و یه مشنگ بهت پیام میده 😂😂

شلام شلاماول اینکه عذر می‌خوام تا الان نبودم یکم سرم شلوغ شد...

شیدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط