{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوم... طبق معمول دارم به گذشته و خاطراتم فکر میکنم و به ی

هوم... طبق معمول دارم به گذشته و خاطراتم فکر میکنم و به یه جا زل زدم و گریه میکنم و همزمان میخندم...
ولی این دفعه دارم به این فکر میکنم... چقدر دردناک شد.. که دیگه هیچوقت نمیتونم چشمامو باز کنم و ببینم مامان بزرگم با کمر خم شدش، داره روم پتو میندازه..:)
دیدگاه ها (۱۷)

دقیقا.. همه فک میکنن یا خیلی خوشبخت و خوشحالم یا خیلی بدبخت ...

هیم، دقیقا فرقی نداره چه جمعی باشه، کلا از شلوغ بودن جمعیت ف...

میخوام کل پستامو پاک کنم و فقط چند تاشو نگه دارم... نظرتون؟

گوجو گوجو جو گوجو جو جو گوجو گوجو گوجو جو جو جو گوجو گوجو گو...

پارت ۳۰:بیایید به دنیای کودکان سلامی کنیم(سونگ آه)با خشم شان...

اعتماد پارت|۱۱۶|

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۴; من كيم؟ پسر گمشده کنت اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط