سختم غروب حرمتا بی رنگ گشته
ﻣﻦ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺳﺮﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻋﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﯽﻛﺲ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻛﺲ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﯽ ﺻﻔﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﻫﻤﺶ ﺩﻝﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﻝﺳﻨﮓ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﻛﻨﻢ
ﻣﻦ ﺷﺎﯾﺪ.سختم ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻡغروب حرمتا بی رنگ گشته
چرا که دل مثال سنگ گشته
دورویی و ریا و کینه توزی
که رنگ حرمتا هفت رنگ گشته
دلی گر در میان سینه ها بود
دروننش کینه و نیرنگ گشته
میان قلبها مهرو وفا نیست
اگر هم بود جایش تنگ گشته
ﺳﺮﻛﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﻴﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻋﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﯽﻛﺲ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻛﺲ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﯽ ﺻﻔﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﻫﻤﺶ ﺩﻝﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺩﻝﺳﻨﮓ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺧﻼﺻﻪ ﻛﻨﻢ
ﻣﻦ ﺷﺎﯾﺪ.سختم ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻡغروب حرمتا بی رنگ گشته
چرا که دل مثال سنگ گشته
دورویی و ریا و کینه توزی
که رنگ حرمتا هفت رنگ گشته
دلی گر در میان سینه ها بود
دروننش کینه و نیرنگ گشته
میان قلبها مهرو وفا نیست
اگر هم بود جایش تنگ گشته
- ۱.۱k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط