بعضی وقتا

بعضی وقتا...
فقط زیاد تویِ رویاهام باهات حرف میزنم و وقت میگذرونم ژنرال.


















































_کافه تهکوک #TK





































































the memories of with you
دیدگاه ها (۲)

حقیقت و بهم‌ نگفت... با اینکه نگفت براش شکستم.. و وقتی حقیقت...

کاش اینجا بودی تگت میکردم هستی کوچولویِ من... :) خوش حالم که...

ته : تو سنگر من بودی در بینِ تمومِ ادمایی که جنگ بودند...؛_ک...

ته : به تو اعتقاد دارم! _کافه تهکوک #TK the memories of wi...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۱ اما یه درد و ترس و دلتنگي ...

پارت 43 خدمتکار : شاه دخت لطفا بیاین بهتون اتاقتون رو نشون ب...

کمی از خودم بگم براتون ( اسلاید دو )اسم: سارا سن : ۱۳ (عام)ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط