روایت خبرنگار سیانان از تیراندازی در مراسم شام کاخ سف
♦️روایت خبرنگار سیانان از تیراندازی در مراسم شام کاخ سفید با خبرنگاران
🔹️من بیرون بودم و وقتی میخواستم دوباره وارد سالن بزرگی شوم که مراسم در آن برگزار میشد، ناگهان در همان راهروی نزدیک به خودم صدای شلیک گلوله شنیدم.
🔹️لحظه بعد، تنها چیزی که فهمیدم این بود که یک افسر پلیس من را روی زمین پرت کرد. همانطور که دراز کشیده بودم، گوش میکردم و تماشا میکردم که چه اتفاقی دارد میافتد. ظاهراً ضارب را گرفتند؛ او یک سلاح خیلی بزرگ همراهش بود. واقعاً نگرانکننده بود؛ صدا در آن فضای کوچک خیلی بلند بود. یکدفعه دیدم دارند شلیک میکنند.
🔹️بعد مأموران پلیس من را گرفتند و به داخل دستشویی بردند که امن بود. آنجا حدود پانزده مرد دیگر هم بودند که گیر افتاده بودند و پلیس اجازه نمیداد کسی خارج شود. ماجرا اینطور بود. بعد از مدتی اجازه دادند بیرون بیایم و الان بیرون هستم. به سالن اصلی برنگشتم، اما ظاهراً دارند همه جا را تعطیل میکنند.
🔹️حادثه خیلی ترسناکی بود. یکباره یک نفر با یک اسلحه آن هم یک اسلحه بسیار بسیار جدی شروع کرد به تیراندازی. من درست چند قدمی او بودم وقتی داشت شلیک میکرد.
🔹️من بیرون بودم و وقتی میخواستم دوباره وارد سالن بزرگی شوم که مراسم در آن برگزار میشد، ناگهان در همان راهروی نزدیک به خودم صدای شلیک گلوله شنیدم.
🔹️لحظه بعد، تنها چیزی که فهمیدم این بود که یک افسر پلیس من را روی زمین پرت کرد. همانطور که دراز کشیده بودم، گوش میکردم و تماشا میکردم که چه اتفاقی دارد میافتد. ظاهراً ضارب را گرفتند؛ او یک سلاح خیلی بزرگ همراهش بود. واقعاً نگرانکننده بود؛ صدا در آن فضای کوچک خیلی بلند بود. یکدفعه دیدم دارند شلیک میکنند.
🔹️بعد مأموران پلیس من را گرفتند و به داخل دستشویی بردند که امن بود. آنجا حدود پانزده مرد دیگر هم بودند که گیر افتاده بودند و پلیس اجازه نمیداد کسی خارج شود. ماجرا اینطور بود. بعد از مدتی اجازه دادند بیرون بیایم و الان بیرون هستم. به سالن اصلی برنگشتم، اما ظاهراً دارند همه جا را تعطیل میکنند.
🔹️حادثه خیلی ترسناکی بود. یکباره یک نفر با یک اسلحه آن هم یک اسلحه بسیار بسیار جدی شروع کرد به تیراندازی. من درست چند قدمی او بودم وقتی داشت شلیک میکرد.
- ۲۸۶
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط