{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولش...فقط..چون..یکم خوب نبودم شروع شد..

اولش...فقط..چون..یکم خوب نبودم شروع شد..
ولی بعدش همون یکم تبدیل به عادت همیشم شد..
اره همه وقتی دستام رو میبینن..تعجب میکنن..
برا همه عجیبه که چرا همیشه دستام با باند بستس و اون باند ها همیشه خونین..
دیدگاه ها (۴۶)

از بچگی...همون چسب زخمی بودم که هیچوقت زخمارو خوب نمیکرد. ـ

شاید قراره موهای ابی زیبام رو کوتاه کنمــ.. "رگ های ابیم"

آه..مامان...ببخشید..

شاید...شاید امسال همچی حل شه..ولی نه وقتی زندم..

وقتی اولین بارت بود...توی پارتی تهیونگ بودی..کنارت نشسته بود...

سناریو بلولاک

لیا : اگه میدونستم انقدر ذوق زده میشین زود تر یادتون میدادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط