{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی هوشنگ ابتهاج «سایه» غزل زیر را برای دوست خود «استاد

روزی هوشنگ ابتهاج «سایه» غزل زیر را برای دوست خود «استاد شهریار» می‌نویسد:

با من بی‏کس تنها شده یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه خدارا تو بمان

من بی‌برگ خزان دیده دگر رفتنی‌ام
تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان

شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان

«‌سایه‌» در پای تو چون موج دمی زار گریست
که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان

«استاد شهریار» هم غزل موجود در ویدئو را در پاسخ به شعر سایه برای وی می‌سراید...
دیدگاه ها (۰)

چه قشنگه این دوستی...

♨ ️شعر هوشنگ ابتهاج برای استاد #شهریار: با من بی‏کس تنها شد...

با من بی کس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ر...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

با من بی کَس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

با من بی کس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ر...

بعد از مرگ نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج(سایه)برای استاد شهریار چ...

تو بمانبا من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خا...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا...

با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه ، خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط