32
از بوسه های خیس تو، دنیای منظره...
رویای خالی از تو که باریده یکسره
من دعوتت به عشق ، بدون بهانه و
تو خنده های پسته ی آجیل شب چره
امشب فضای ساکت شب شاعرانه ست
با هر نگاه خیره ات از پشت پنجره
مهتاب، خواب چشم مرا هم ربوده است
هر چند خواب عشق تو، را نیست گستره
با فکرها به یاد تو، دل را فشرده ام،
چون بغض های بی رمق ام توی حنجره
با چشمهای افعیِ گیرا و پرنهیب
می گیری ام به دست خودت توی چنبره
قلبت، هوای شرجیِ مرداد انزلی ست
ترسیدن از هوای دلت نیست مسخره؟
در قصه ی دلم به دلت، دو به شک نکن
سر مست می شوم به تو، یک عمر خاطره...
آرزو حاجی خانی
بی بازگرد
رویای خالی از تو که باریده یکسره
من دعوتت به عشق ، بدون بهانه و
تو خنده های پسته ی آجیل شب چره
امشب فضای ساکت شب شاعرانه ست
با هر نگاه خیره ات از پشت پنجره
مهتاب، خواب چشم مرا هم ربوده است
هر چند خواب عشق تو، را نیست گستره
با فکرها به یاد تو، دل را فشرده ام،
چون بغض های بی رمق ام توی حنجره
با چشمهای افعیِ گیرا و پرنهیب
می گیری ام به دست خودت توی چنبره
قلبت، هوای شرجیِ مرداد انزلی ست
ترسیدن از هوای دلت نیست مسخره؟
در قصه ی دلم به دلت، دو به شک نکن
سر مست می شوم به تو، یک عمر خاطره...
آرزو حاجی خانی
بی بازگرد
- ۷۵
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط