خونه ی مادربزرگه ، هزار تا قصه داره...

دیدگاه ها (۰)

یه جامعه وقتی رشد میکنه که پیرمردهاش درختهایی میکارن که میدونن قرار نیست هیچوقت زیر سایه اش بشینن ...

دلم گیره و ای آسمان...

آدم خوشبخت کسیه که بدبختیای گذشتشو فراموش نکنه...

حق با منه... ! 👇

خونه این خونه ی ویرون واسه من هزار تا خاطره داره🌩

قصه تلخ ما قصه همان کلاغ بچگی بود که هیچ وقت به خونه اش نرسی...

قصه ی هزارو یک شب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط