{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دوری و بدحالی نبودم از رخت خالی

آن دوری و بدحالی نبودم از رخت خالی

به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم

سزد کز خون من نقشی برآرد لعل پیروزت

که من بر درج دل مهری به جز مهر تو ننهادم

به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه است

به بندی تن نخواهد داد هرگز جان ازادم
دیدگاه ها (۰)

🖤در آن دوری و بدحالی نبودم از رُخت خالیبه دل می دیدمت وز جان...

چه باک از آتش دوران کهخواهد داد بر بادمتنم افتاده خونین زیر ...

خوشنویسی شعری از هوشنگ ابتهاج به خط محمدجواد حسین زاده

#عاشقانه_های_امیر_علی#استوری_زیبا_و_دلنشین#متن_های_زیبا_و_ان...

در آن دوری و بد حالی نبودم از رخت خالیبه دل می دیدمت وز جان ...

در آن دوری و بد حالی نبودم از رُخت خالیبه دل می دیدمت وز جان...

در آن دوری و بد حالی نبودم از رُخت خالیبه دل می‌دیدم و وز جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط