{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«‌سکوت می کرد و افکارش مغزش را می‌خراشیدند؛ حرف می‌زد و ه

«‌سکوت می کرد و افکارش مغزش را می‌خراشیدند؛ حرف می‌زد و هیچکس حرفش را نمی‌فهمید.»
#افکار
دیدگاه ها (۰)

Fall in love again and again.....#book#کتاب

فقط حالت چهره است....

#بد_و_دیوانه

شک ندارم داداش خودمه ....

چند پارتی درخواستی

وای پدر بزرگ منم اینجوری بود کافی بود حرفش گوش نمی دادیم دن...

خیلی وقت‌ها نمی‌دونم از کجای فکرهای توی سرم باید شروع کنم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط