{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«‌سکوت می کرد و افکارش مغزش را می‌خراشیدند؛ حرف می‌زد و ه

«‌سکوت می کرد و افکارش مغزش را می‌خراشیدند؛ حرف می‌زد و هیچکس حرفش را نمی‌فهمید.»
#افکار
دیدگاه ها (۰)

Fall in love again and again.....#book#کتاب

فقط حالت چهره است....

#بد_و_دیوانه

شک ندارم داداش خودمه ....

بمیرم براش سرطان داشت ولی هیچکس باور نمی‌کرد تا اینکه موهاش...

چند پارتی درخواستی

آخرین بوسـہ روزها گذشت، اما چیزی بینشون تغییر کرده بود.نه فا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط