یه جایی از زندگی تنهایی دیگر درد نیست عادت میشود
یه جایی از زندگی، تنهایی دیگر درد نیست… عادت میشود.
اوایلش سخت بود؛ سکوت اتاق، نبودن کسی برای حرف زدن،
حسِ خالیِ کنار آدم.
اما کمکم یاد میگیری با خودت زندگی کنی.
یاد میگیری خیلی حرفها را نگویی، خیلی احساسها را نگه داری،
و خیلی شبها را فقط با فکرهایت سر کنی.
و عجیبترین بخشش این است که بعد از مدتی
دیگر نه از تنهایی میترسی، نه حتی دنبالش فرار میکنی…
فقط به آن عادت میکنی.
آنقدر که وقتی کسی بخواهد وارد دنیای ساکتت شود،
میفهمی تنهایی دیگر فقط یک وضعیت نیست…
خانهای است که آرام آرام در آن ساکن شدهای.
اوایلش سخت بود؛ سکوت اتاق، نبودن کسی برای حرف زدن،
حسِ خالیِ کنار آدم.
اما کمکم یاد میگیری با خودت زندگی کنی.
یاد میگیری خیلی حرفها را نگویی، خیلی احساسها را نگه داری،
و خیلی شبها را فقط با فکرهایت سر کنی.
و عجیبترین بخشش این است که بعد از مدتی
دیگر نه از تنهایی میترسی، نه حتی دنبالش فرار میکنی…
فقط به آن عادت میکنی.
آنقدر که وقتی کسی بخواهد وارد دنیای ساکتت شود،
میفهمی تنهایی دیگر فقط یک وضعیت نیست…
خانهای است که آرام آرام در آن ساکن شدهای.
- ۱۵.۴k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط