گاهی ادم میمونه با تمام زخم ها
گاهی ادمـ میمونه با تمامـ زخمـ ها
با تمومـ ناتوانی هایش توی بیان احساسش
منمـ موندمـ چون دوستـــ داشتنمـ واقعی بود
هر چند بلد نبودمـ همیشه درستـــ نشون بدمـ
با اینکه دیگه نمی خوای ادامه بدی
با اینکه من هنوز هزارتا حرفــ نگفته دارمـ
بازمـ براتـــ ارزویی موفقیتـــ میکنمـ
هنوز ارزو میکنمـ دلتــ هیچ وقتـــ نگیره
حتی اگه من دیگه تویی زندگیتـــ نیستمـ
این عشق نصفه نیمه تمامـ شد
منمـ تمــومـ شدمـ چون نصفــ عمر شدمـ با رفتنتــــ....
خودتـــ هرگز نفهمیدی درد جدایی ناگهانی برامـ چقدر سنگین بود.
هر بار که رفتی و هیچ جوابی نمیدادی و مدامـ دستـــ پا میزدمـ برای گرفتن جوابــــ یه جون از جونامـ کمـ می شد.
خنده هامـ رفتن.
یادته چقدر بلند میخندیدیمـ که میگفتی نمی فهممـ چی میگی، باید ده بار می گفتمـ تا می فهمیدی ماه هاستـــ که دیگه میخامــ بخندمـ یهو وسط خنده اسمـ تو، یادتو، چهره ی تو میاد تو ذهنمـ.... خنده مـ قطع میشه...
دلمـ لکـــ زده برای اینکه بتونمـ بهتـــ بگمـ کجایی؟!!
یه غمـ سنگین، حسرتـــ بزرگـــ تو دلمـ شدی...
امشبـــ خیلی، از خاطراتمونو مرور کردمـ، چقدر لذتــ بخش بود، هیجان اماده شدن برای دیدنتـــ....
انتظار کشیدن برای رسیدنتــــ...
غمتـــ سنگین بود و غمگین اما خاطراتــ شیرین و جذابــــ...
غمـ دوستـــ داشتنی و عزیز من...
پسر مهربون و دوستـــ داشتنی
من مظلومـ نمایی نمیکردمـ ولی خیلی مظلومانه دوستتـــ داشتمـ، باهمه ی وجودمـ، با تکـــ تکــــ سلول هامـ...
قشنگترین گناهمـ
زیباترین رازمـ...
پایان با تو قشنگـــ بود
خوبه که با تو تمومـ شد همه چیز...
شاید روزی همو دیدیمـ خدا میدونه...
شاید همـ هیچ وقتــــ...
ولی بدون برای داشتنتــــ خیلی خیلی ذوق کردمـ و در پوستمـ نمی گنجیدمـ، تکـــ تکـــ دوستتـــ دارمـ گفتن هاتـــ رو نگه داشتمـ ذخیره کردمـ
و برای از دستــ دادنتـــ خیلی عذابـــ میکشمـ
همه چیز رو رها کرده بودمـ و دنبال تک بودمـ ولی تو طی، یه تصمیمـ یکـــ طرفه دیگه نخاستی ادامه بدی کنارمـ....
ولی تو حق نداشتی از علاقه و دلتنگی و دوستـــ داشتن بگی
ولی وقتی عشق رو در وجود من بیدار کردی رها کنی و بگی من رکـــ گفتمـ بهتـــ دیگه ادامه ندیمـ....
#واقعا_منصفا_نه_س..؟؟؟؟
شایدمـ به دردتـــ نمیخوردمـ... 🕊
با تمومـ ناتوانی هایش توی بیان احساسش
منمـ موندمـ چون دوستـــ داشتنمـ واقعی بود
هر چند بلد نبودمـ همیشه درستـــ نشون بدمـ
با اینکه دیگه نمی خوای ادامه بدی
با اینکه من هنوز هزارتا حرفــ نگفته دارمـ
بازمـ براتـــ ارزویی موفقیتـــ میکنمـ
هنوز ارزو میکنمـ دلتــ هیچ وقتـــ نگیره
حتی اگه من دیگه تویی زندگیتـــ نیستمـ
این عشق نصفه نیمه تمامـ شد
منمـ تمــومـ شدمـ چون نصفــ عمر شدمـ با رفتنتــــ....
خودتـــ هرگز نفهمیدی درد جدایی ناگهانی برامـ چقدر سنگین بود.
هر بار که رفتی و هیچ جوابی نمیدادی و مدامـ دستـــ پا میزدمـ برای گرفتن جوابــــ یه جون از جونامـ کمـ می شد.
خنده هامـ رفتن.
یادته چقدر بلند میخندیدیمـ که میگفتی نمی فهممـ چی میگی، باید ده بار می گفتمـ تا می فهمیدی ماه هاستـــ که دیگه میخامــ بخندمـ یهو وسط خنده اسمـ تو، یادتو، چهره ی تو میاد تو ذهنمـ.... خنده مـ قطع میشه...
دلمـ لکـــ زده برای اینکه بتونمـ بهتـــ بگمـ کجایی؟!!
یه غمـ سنگین، حسرتـــ بزرگـــ تو دلمـ شدی...
امشبـــ خیلی، از خاطراتمونو مرور کردمـ، چقدر لذتــ بخش بود، هیجان اماده شدن برای دیدنتـــ....
انتظار کشیدن برای رسیدنتــــ...
غمتـــ سنگین بود و غمگین اما خاطراتــ شیرین و جذابــــ...
غمـ دوستـــ داشتنی و عزیز من...
پسر مهربون و دوستـــ داشتنی
من مظلومـ نمایی نمیکردمـ ولی خیلی مظلومانه دوستتـــ داشتمـ، باهمه ی وجودمـ، با تکـــ تکــــ سلول هامـ...
قشنگترین گناهمـ
زیباترین رازمـ...
پایان با تو قشنگـــ بود
خوبه که با تو تمومـ شد همه چیز...
شاید روزی همو دیدیمـ خدا میدونه...
شاید همـ هیچ وقتــــ...
ولی بدون برای داشتنتــــ خیلی خیلی ذوق کردمـ و در پوستمـ نمی گنجیدمـ، تکـــ تکـــ دوستتـــ دارمـ گفتن هاتـــ رو نگه داشتمـ ذخیره کردمـ
و برای از دستــ دادنتـــ خیلی عذابـــ میکشمـ
همه چیز رو رها کرده بودمـ و دنبال تک بودمـ ولی تو طی، یه تصمیمـ یکـــ طرفه دیگه نخاستی ادامه بدی کنارمـ....
ولی تو حق نداشتی از علاقه و دلتنگی و دوستـــ داشتن بگی
ولی وقتی عشق رو در وجود من بیدار کردی رها کنی و بگی من رکـــ گفتمـ بهتـــ دیگه ادامه ندیمـ....
#واقعا_منصفا_نه_س..؟؟؟؟
شایدمـ به دردتـــ نمیخوردمـ... 🕊
- ۱.۴k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط