{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توردست خودش دادم همونی که ماروبهم رسوند

من خیلی سعی کردم باسرنوشت مبارزه کنم سرت جنگ کنم ولی نتونستم باخدا جنگ کنم ولی باهاش عهدبستم تورودست خودش بسپارم اگرمنوتوبرای هم باشیم بازهم سرراه هم قرارمیگیریم.من منتظروعده خدایم که دلتو بسپاربهم
دیدگاه ها (۰)

تو خبر نداشتیمخفیانه به شهر آمدمتمام نشانه های تو را بوسیدمج...

دلتنگیام خستیگام دلشکستگیام همه تنهاییام دلواپسیام نگرانی هام

بردباری صبر تحمل دیونه گی

بی قرار

اون، خودش اومد..و همونجوری که اومد..نابودم کرد..دازای.. بهت ...

ویو جونگکوک هومی کشیدم و خندیدم با صدای زنگ گوشیم به خودم او...

شبنم کوچولو: 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط