با اینکه خودم احساس شکسته بودن میکنم و حس میکنم باید سرمو
با اینکه خودم احساس شکسته بودن میکنم و حس میکنم باید سرمو بزارم رو شونه یکی و بهش تکیه کنم ولی آدمای دور و برم همچین حال خوشی ندارن
کسی نیست که حال اونارو خوب بکنه
اونام نیاز به یکی دارن که پناهگاهشون باشه
اونام مثل من سعی میکنن حال بدشون رو پنهون کنن
نمیخوام بزارم حال اونام بد باشه
وانمود کردن به خوب بودن برا اینکه حال اونارو خوب کنم کاریه که هیچوقت ازش پشیمون نمیشم
باید پاشم
اشکامو پاک کنم
با این زندگی جدید کنار بیام
و برم سراغ بقیه
اونا حرفی نمیزنن
ولی از چشماشون همه چی معلومه
درست نیست وقتی تو روزای بد کنارم بودن تو روزای بدشون کنارشون نباشم
اونام خسته میشن و نیاز به یه پناهگاه امن دارن
باید زود خودمو برسونم بهشون و پناهگاهشون باشم
من به خاطر اونا خودمو بازیابی میکنم و سعی میکنم برگردم به حالتی که کاملا مثل قبل نه ولی بهتر از الانمه:)
کسی نیست که حال اونارو خوب بکنه
اونام نیاز به یکی دارن که پناهگاهشون باشه
اونام مثل من سعی میکنن حال بدشون رو پنهون کنن
نمیخوام بزارم حال اونام بد باشه
وانمود کردن به خوب بودن برا اینکه حال اونارو خوب کنم کاریه که هیچوقت ازش پشیمون نمیشم
باید پاشم
اشکامو پاک کنم
با این زندگی جدید کنار بیام
و برم سراغ بقیه
اونا حرفی نمیزنن
ولی از چشماشون همه چی معلومه
درست نیست وقتی تو روزای بد کنارم بودن تو روزای بدشون کنارشون نباشم
اونام خسته میشن و نیاز به یه پناهگاه امن دارن
باید زود خودمو برسونم بهشون و پناهگاهشون باشم
من به خاطر اونا خودمو بازیابی میکنم و سعی میکنم برگردم به حالتی که کاملا مثل قبل نه ولی بهتر از الانمه:)
- ۶۲۸
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط