{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبر کمند بست و من آن را گسیختم

🌱🍒دلبر کمند بست و من آن را گسیختم

ای خاک بر سرم که ز یارم گریختم

بر سر نشسته خاک فراق تو بیختم

سوغات چون نشد بخرم باز ریختم🌱🍒
دیدگاه ها (۰)

🍒🌱گاهی هم قشنگ حرف بزنیم، کمی قشنگ‌تر!بگوییم: «میدانی، توی پ...

#پست_جدید #خاص

🍒🌱او گفت: درون قلبت چیست؟من گفتم: غم و رنجو او گفت: "بگذار ه...

🍒🌱گر عشق به تنهایی ما سنگ نمی زدحرفی به تو این عاشق دلتنگ نم...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_هشتمبس که جفا ز خار و گل دید دل رم...

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...یاد باداا .. ان نگار وُ ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط