وقتی میرفت بهش خیره شدم و گفتم

وقتی میرفت بهش خیره شدم و گفتم
نرو ، ولی حالا که داری میری
بدون جات همیشه محکم توی قلبم
و عطرت برام مثل مشکی پر برکت توی سینه ام
نگه داشته می‌شه برای اینکه بتونم تحمل کنم
حجم دوری از تورو ولی ،...
میخواستم بگم کاش نمیرفتی ولی وقتی سرمو
بلند کردم و اشک چشامو پاک کردم دیدم خیلی وقته
که رفتی💔
دیدگاه ها (۱)

شرافت آخرین سنگر انسانیته نظر شما چیه؟

من دعایم این است مهربان دوست من ،روزگارت خرم دلت آباد به بار...

باید یک گنجه‌ای، کشویی، چیزی هم باشد که آدم «چه خوبه که هست»...

در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمیگویمفقط سکوت و سکوت و سکوت .....

ظهور ازدواج )( پارت ۳۵۱ فصل ۳ )لبخند شادي زدم و همونجور دست...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۴قلبم خيلي هول شروع به کوبید...

قلب سیاه نشان سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط