{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میرفت بهش خیره شدم و گفتم

وقتی میرفت بهش خیره شدم و گفتم
نرو ، ولی حالا که داری میری
بدون جات همیشه محکم توی قلبم
و عطرت برام مثل مشکی پر برکت توی سینه ام
نگه داشته می‌شه برای اینکه بتونم تحمل کنم
حجم دوری از تورو ولی ،...
میخواستم بگم کاش نمیرفتی ولی وقتی سرمو
بلند کردم و اشک چشامو پاک کردم دیدم خیلی وقته
که رفتی💔
دیدگاه ها (۱)

[چند پارتی]

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

رمان تهیونگ

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

#in_your_eyespart_79ویو کوکهمونجوری روی صندلی ته راهرو نشسته...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:26اون..اینجا چیکار داشت ...

کپشننننن 🤭🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و پنج ...نیک رفته بود بیرون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط