{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی دردها نه توی گلو جا می‌گیرن، نه فقط توی دل؛ تمام وجو

بعضی دردها نه توی گلو جا می‌گیرن، نه فقط توی دل؛ تمام وجود آدم رو پر می‌کنن. یه بغض قدیمی که هیچ‌وقت راه اشک رو پیدا نکرد، سال‌ها توی گلوت می‌مونه و هر روز سنگین‌تر می‌شه.

از بیرون شاید آروم به نظر بیای، اما از درون ویرونی. بعضی زخم‌ها دیده نمی‌شن، ولی هر روز درد می‌کنن. نه خوبی، نه بد... فقط خسته‌ای.

بعد یکی می‌پرسه: «خوبی؟»

و بعد از این همه سکوت، تنها جوابی که می‌تونی بدی اینه:
«نمی‌دونم...»

شاید چون مدت‌هاست فرق بین زندگی کردن و فقط نفس کشیدن رو گم کردی، و «نمی‌دونم» واقعی‌ترین جوابی شده که از ته دل می‌تونی بگی.
دختر جنوبی 💔
@zeinab3124
دیدگاه ها (۰)

إلى أختي التي كانت يومًا أقربَ الناس إلى قلبي...لا أعلم كيف ...

سکوت می‌کنم ولی غمی به قدرِ آسمانببین که زخم می‌زند به بندبن...

از یه جایی به بعد،دیگه گریه هم نمی‌کنی.فقط می‌شکنی...اون‌قدر...

می‌گویند ما زخمِ آغوش‌هایی هستیم که به امن بودنِ صاحبشان ایم...

بعضی بغضا اشک نمی‌شن؛ سال‌ها توی گلوت می‌مونن و هر بار که می...

نمی‌دونم چرا، اما بعضی نگاه‌ها صدای خاصی دارن...یه صدای آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط