{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادتونه بچگیامون که می‌خواستیم از خیابون رد بشیم دست ماما

یادتونه بچگیامون که می‌خواستیم از خیابون رد بشیم دست مامانمونو میگرفتیم و دیگه به اینطرف واونطرف نگاه نمی‌کردیم؟!
انگار وقتی که مامانمون دستمونو میگرفت دیگه خیالمون راحت بود.
یکیو پیدا کنید وقتی دستتونو گرفت، نگاه به این طرف و اونطرف نکنید و خیالتون راحت باشه کنارش


#𝐒𝐞𝐭𝐚𝐫𝐞𝐡_𝐊𝐢𝐦𝐢𝐲𝐚
دیدگاه ها (۰)

اصالت⁩ به این معنا نیست که من از کجام ! به این معناست که من ...

مهم نیست چقدر روزهای تاریک داشته باشم ؛ مهم اینه که هیچوقت ا...

اسمش غرور نیست،دوستتان ندارد...کسے که دوستت دارم نمیگوید،کسے...

زندگی با تمام فراز و نشیب هایشایستگاهِ آرامشی دارد حوالیِ آغ...

پارت ۱۳صبح مادارا داشت موتورش را برای مسابقه تمیز میکرد. هر ...

My professor Part:17کلاهشو گذاشت رو سرش و من بوی عطر تند و ت...

نمی دونستم چه عکسی بزارم برای همین اینو گذاشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط