از غم نمیداند بگرید یا بخندد
از غم نمیداند بگرید یا بخندد
عالم نمیداند بگرید یا بخندد
بر زخمِ از تیغ برادر مانده بر جا
مرهم نمیداند بگرید یا بخندد
یا خاک یا خورشید، تقدیری جز این نیست
شبنم نمیداند بگرید یا بخندد
اینجا برادر را برادر میفریبد
رستم نمیداند بگرید یا بخندد
تبریک میگویند اما با کنایه
مریم نمیداند بگرید یا بخندد
آهستهتر! قابیلیان مشغول کارند
آدم نمیداند بگرید یا بخندد
إسمع!... جهان گوشش بدهکار کسی نیست
إفهم!... نمیداند بگرید یا بخندد
پیچیده حیران دور تابوت شهیدی
پرچم نمیداند بگرید یا بخندد
قلبم گواهی میدهد داری میآیی
شوقم نمیداند بگرید یا بخندد
مهدی جهاندار
#مهدی_جهاندار
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعر
#شعرخوانی
عالم نمیداند بگرید یا بخندد
بر زخمِ از تیغ برادر مانده بر جا
مرهم نمیداند بگرید یا بخندد
یا خاک یا خورشید، تقدیری جز این نیست
شبنم نمیداند بگرید یا بخندد
اینجا برادر را برادر میفریبد
رستم نمیداند بگرید یا بخندد
تبریک میگویند اما با کنایه
مریم نمیداند بگرید یا بخندد
آهستهتر! قابیلیان مشغول کارند
آدم نمیداند بگرید یا بخندد
إسمع!... جهان گوشش بدهکار کسی نیست
إفهم!... نمیداند بگرید یا بخندد
پیچیده حیران دور تابوت شهیدی
پرچم نمیداند بگرید یا بخندد
قلبم گواهی میدهد داری میآیی
شوقم نمیداند بگرید یا بخندد
مهدی جهاندار
#مهدی_جهاندار
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعر
#شعرخوانی
- ۳.۹k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط