{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید روزی به هم برگردیم ولی،

شاید روزی به هم برگردیم ولی،
‏ترسم از آن است که دستانم توان به آغوش کشیدنت را نداشته باشند،
‏زبانم توان ادای حروف اسمت را نداشته باشد،
‏چشمانم توانِ دیدن زیبایی صورتت را نداشته باشند،
‏و
‏هزار فقدان که به مرور زمان از فقدانت ناشی می‌شوند
‏الان،
‏همه چیز مهیاست،
‏الا بودن تو،
بازآ، فردا دیر است ...
دیدگاه ها (۰)

آه...! ای کبوتر خسته ء شکسته پای خونین بال، درست آمده ای، دس...

داستان کوتاه در انتظارش/ الهه پورعلی

((بسم الله الرحمن الرحیم))نام داستان کوتاه : اجبارنویسنده:ha...

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

ترجمه‌ی شعرهایی از برهان برزنجی

⭕ ️ قسمتی از متن دفاعیه هادی مسعودی در دادگاه...🔹 ...ما از ا...

اــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروز...

#فنجانی_چای_باخداقسمت نودیکدستم به دستگیره ی در نرسیده، درب ...

#عشق_در_نزدیکی_قصر#part_6#Jeon_victor#jeon_rinaچند روز از آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط