Part 9:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
بعد غذا تصمیم گرفتم امشب تغییراتی تو خودم ایجاد کنم!
رفتم پیش مامانم و گفتم:(مامانش داره ظرف میشوره)
+اومااااا🥺من میخوام... میخوام...
*ای باباااا!بگو دیگه،
+میخوام ناخن بکارم🤧
*خب؟
+خب؟خب میزاری؟
*راستش الان اره چون...
+چون؟
*مهمونیه مهمیه!(دروغ میگه😏)
+اهان اوکی پ من برم اماده شم.
*باشه
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
بعد غذا تصمیم گرفتم امشب تغییراتی تو خودم ایجاد کنم!
رفتم پیش مامانم و گفتم:(مامانش داره ظرف میشوره)
+اومااااا🥺من میخوام... میخوام...
*ای باباااا!بگو دیگه،
+میخوام ناخن بکارم🤧
*خب؟
+خب؟خب میزاری؟
*راستش الان اره چون...
+چون؟
*مهمونیه مهمیه!(دروغ میگه😏)
+اهان اوکی پ من برم اماده شم.
*باشه
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
- ۱۸۴
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط