فیک آیدل آسمانی من
𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟏
ویو جیسو
امروز کنسرت داشتیم
حدود ۵ ساعت ازش میگذره
تو فکر بودم که
سوآ: خواهر
جیسو: جونم؟
سوآ: گوشیت داره زنگ میخوره
جیسو: الان جواب میدم قشنگم
سوآ: باسه
تهیونگ بود
جواب دادم
جیسو: الو تهیونگ چیشده؟کجایی؟
تهیونگ: دلم برات تنگ شده
جیسو: منم
تهیونگ: نمیتونی بیای خونم؟
جیسو: نه ماری باشگاهه جیمینم خونشه اگه بیام سوآ تنها میمونه تو نمیتونی بیای؟
تهیونگ: پس وایسا حاضر شم بعد میام
جیسو: باشه چاگیا پس خدافس
تهیونگ: خدافس
ویو جیسو
امروز کنسرت داشتیم
حدود ۵ ساعت ازش میگذره
تو فکر بودم که
سوآ: خواهر
جیسو: جونم؟
سوآ: گوشیت داره زنگ میخوره
جیسو: الان جواب میدم قشنگم
سوآ: باسه
تهیونگ بود
جواب دادم
جیسو: الو تهیونگ چیشده؟کجایی؟
تهیونگ: دلم برات تنگ شده
جیسو: منم
تهیونگ: نمیتونی بیای خونم؟
جیسو: نه ماری باشگاهه جیمینم خونشه اگه بیام سوآ تنها میمونه تو نمیتونی بیای؟
تهیونگ: پس وایسا حاضر شم بعد میام
جیسو: باشه چاگیا پس خدافس
تهیونگ: خدافس
- ۲۴۵
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط