{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکیبایی، بی اختیار در تاکسی میزنه زیر گریه و بقیه مسافرها

شکیبایی، بی اختیار در تاکسی میزنه زیر گریه و بقیه مسافرها و راننده هم بدون اینکه علت را بدانند، باهاش شروع می‌کنند گریه کردن!

‎انگار همه مسافر اون تاکسی هستیم…
دیدگاه ها (۰)

👌چه زیبا گفت جلال آل احمد:ﺩﺭ ﺯﻧــﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑــﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ ...ﮔﺎﻫ...

خاطره‌ هایت مصمم‌تر، از قول‌هایت بودند برای ماندن کنار من …ق...

مو به تن ‌آدم سیخ میشه! شهدا هم از وضع اینده هم خبر داشتن اف...

روانپزشک

اون به لوسی گفت این تویی لوسی زبونش بند اومد سرا لوسی بغل کر...

همخونه اجباری... پارت 124"ویو پارک دوین"انگار...یه سطل آب یخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط